فردا می آییم تا مردم سالیان بعد با فریاد بلند نگویند
ما اهل ایران نیستیم مهدی تنها بماند

همان زنازاده های شرابخوار و نجس
همان رهروان دجال خونخوار
تف به روی شما که در روز عاشورا نیز مست کرده و به خیابانها می ریزید.







برخی خیابانهای مرکزی تهران حوالی ظهر روز عاشورا شاهد حضور و فعالیت تعدادی آشوبگر بود. حاضران در صحنه و خبرنگاران رسانههای مختلف، تعداد این عده را از چندصدنفر تا چند هزار نفر گزارش دادهاند. این تجمع که طبق معمول با شعارهای توهینآمیز و آتشزدن اموال عمومی همراه بود، در شرایطی روی داد که اکثر ایرانیان محب اهل بیت در مراسم گوناگون و آئینهای عزاداری امام حسین(ع) شرکت داشتند.
ظهر روز عاشورا دو جور آدم به خیابانهای تهران آمده بود: یکی به عشق حسین(ع) و دیگری برای اهانت به مسئولان کشور و خالی کردن خود.
محرک گروه اول، عشق حسین و اهل بیت پیامبر(ص) بود که در خون ایرانیان جریان دارد و محرک گروه دوم، شبکههای ماهوارهای و اینترنتی از لندن و واشنگتن و لسآنجلس.
عرصه فعالیت گروه اول، کل تهران که نه؛ کل ایران هم بیشتر، همهی مناطق شیعهنشین در سراسر دنیا بود ،ولی عرصه فعالیت گروه دوم، چند خیابان در مرکز و غرب تهران بود.
گروه اول، به عشق امام حسین(ع) به سر و سینه میزدند و در مظلومیت شهیدان کربلا میگریستند و گروه دوم، برای جلب توجه دوربین های بی.بی.سی و صدای آمریکا و تلویزیون مجاهدین خلق، دست و سوت میزدند.
گروه اول، برای حفظ علم امام حسین(ع) و دعا برای رفع حوائج و شفای بیماران، جمع شده بودند و گروه دوم برای حفظ منافع و خواستههای آمریکا و انگلیس و مجاهدین و سلطنت طلبها.
هنگام اذان، گروه اول بیاد نماز آخر امام حسین(ع) زیر تیرباران سپاه عمرسعد؛ نماز جماعت اقامه کردند و گروه دوم، نماز جماعت گروه اول را سنگباران کردند.
بعد از ظهر، گروه اول به بیاد مظلومیت بنی هاشم، خیمه های نمادین را آتش زدند و بر مظلومیت حسین(ع) گریستند، و گروه دوم برای جلب توجه و ایجاد هیجان و بههم زدن نظم عمومی، سطل آشغالها، خودروها و اموال عمومی را به آتش کشیدند.
گروه اول اگر با نیت خالصانه عزاداری کرده باشند، دل فاطمه(س) و امام زمان(عج) را شاد کرده اند و در این دنیا و سرای باقی اجرشان را خواهند گرفت، ولی گروه دوم، با هر نیتی آن کارها را کرده باشند، دل سران غرب و وهابیت را شاد کرده اند.
... چه تفاوتی زیادی است بین گروه اول و گروه دوم! ...
خدایا به حق مظلومیت فرزندان حسین(ع) در شام غریبان کربلا، معاندین اهل بیت و برهم زنندگان امنیت عمومی و مخالفان وحدت ملی را رسوا و سرکوب بفرما و کشور ما را از کید منافقان و بدخواهان نجات بده.
نمیدانم سران فتنه، طیف ضدانقلاب و ضد نظام و سرکردگان سبزها در لندن و واشنگتن درباره حرکت امروز آشوبگران چه تحلیلی خواهند داد؟ تعدادشان را چند برابر اعلام خواهند کرد؟ و چهره و نیت و شعار پیاده نظامشان را چگونه نمایش خواهند داد؛ اما در این تردید ندارم که: با آل علی هر که در افتاد، ور افتاد...
این خبر را حجت الاسلام و المسلمین محمد محمدیان از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی به خبرگزاری فارس داده است.
وی گفته که این تصمیم در جلسه امشب شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفته شده و آقای علی معلم دامغانی به عنوان جایگزین آقای موسوی انتخاب شده است.
آقای محمدیان همچنین از انتخاب آقایان مهدی کلهر، مصطفی رحماندوست و جهانگیر الماسی به عنوان اعضای جدید فرهنگستان هنر خبر داده است.
در روزهای اخیر برخی از رسانهها از احتمال انتصاب مهدی کلهر به جای میرحسین موسوی خبر داده بودند که این خبر ساعاتی پس از انتشار از جانب یک منبع آگاه در فرهنگستان هنر تکذیب شده بود.
اما آقای میرحسین موسوی در حالی از سمت خود عزل شده که از سال 1377 ریاست فرهنگستان هنر را بر عهده داشته است.
وی همچنین در سال 1386 نیز با حکمی از سوی دکتر احمدی نژاد برای یک دوره 4 ساله در سمت خود ابقا شده بود.
دکتر احمدی نژاد این حکم را به پیشنهاد مجمع عمومی فرهنگستان هنر و در راستای اجرای ماده (18) اصلاح اساسنامه فرهنگستان هنر صادر کرده بود.
ناظران سیاسی معتقدند با عزل آقای موسوی از ریاست فرهنگستان هنر این سوال ممکن است در افکار عمومی ایجاد شود، که وی چگونه پس از انتخابات اخیر ریاست جمهوری، بارها و بارها در سخنان و بیانیههای خود دولت دهم را "نامشروع" و "غیرقانونی" دانسته، اما با این حال تا امروز یکی از حقوق بگیران همین دولت بوده و از مزایای آن بهره میبرده است؟!
این سوال شاید اکنون یکی از جدیترین دغدغههای خانوادههایی باشد که به دنبال اطلاعیههای عمومی و تحریک آمیز موسوی، فرزندان خود را از دست دادهاند و یا مجبورند این روزها فرزندانشان را در زندان ملاقات کنند.
نام و نام خانوادگي: ميرحسين موسوي متولد: 1320 محل تولد: خامنه تحصيلات: فوق ليسانس وابستگي سياسي و حزبي: اصلاحطلب
خلاصه اي از فعاليتها : ميرحسين موسوي، قبل از انقلاب 57 مردم ايران، بساز و بفروش در کارهاي ساختماني بود. وضعش هم نسبتا خوب و جزوء خانواده های غنی جامعه محسوب می شد.
موسوي، در روزنامه جمهوري اسلامي مبلغ سانسور و خشونت بود.
در زمان «نخست وزير دوران دفاع مقدس افزايش تورم، کسر بودجة هنگفت، افزايش بي کاري، فقيرتر شدن اقشار محروم، نابودي منابع پايه اي کشور در اثربی تدبیری به وضوح قابل لمس بود.
همکاری تنگاتنگ با سعيد حجاریان از دیگر سوابق تیره میرحسین موسوی در زمان نخست وزیری اش بود.
موسوي، علاوه بر پست هشت ساله نخست وزيري، به عنوان مشاور سياسي دو دوره رياست جمهوري رفسنجاني و هم چنين دو دوره رياست جمهوري محمد خاتمي و هم چنين در مجمع تشخيص مصلحت نظام و شورايعالي انقلاب فرهنگي و...، ایفای نقش کرده است.
. زهرا رهنورد همسر موسوي است و 2 فرزند دارد. انتخابات رياست جمهوري دوره دهم: بعد از 20 سال سكوت ، موسوي با ديدن شرايط موجود و در پي يكسري باندبازي جناحي ، جهت خارج نمودن دکتر احمدي نژاد با ایجاد یک سامانه مافیایی به کمک یکی از سران نظام ، وارد دور دهم انتخابات رياست جمهوري شد . با حضور موسوي در باند اصلاح طلبان ، خاتمي به نفع او كناره گيري كرد ، و ستادهاي انتخاباتي خود را نيز به حمايت از ميرحسين موسوي فعال نمود ، چندي بعد باند رفسنجاني ( بامحور حزب كارگزاران سازندگي ) نيز حمايت خود را رسما از موسوي اعلام نمود . همچنين در تاريخ 7 ارديبهشت نيز حزب كارگزاران اعلام كرد كه حمايت هاي مالي ستادهاي انتخاباتي موسوي را نيز در دستور كار وارد نموده اند . بمرور جريانات خرده پاي اصلاحات مانند سازمان مجاهدين انقلا ب اسلامي و نهضت آزادی و سایر جریان های معاند با نظام و .... نيز از موسوي اعلام حمايت كردند .
از مجموعه اقدامات انتخاباتي كه موسوي طي آن مدت انجام داد ، ميتوان به دائر كردن ستادهاي انتخاباتي خود در استانهاي مختلف كشور ( بصورتي سازمانيافته و مافیایی و با حمايت اعضاي ستادهاي خاتمي و رفسنجاني ) اشاره نمود . همچنين او تشكيل ستادهاي انتخاباتي در برخي دانشگاهها بطور خاص دانشگاه اصفهان ، سعي در جلب نيروي جوان و تحصيل كرده داشت.
میر حسین موسوی افکار دانشجویان را به عنوان مبلغ دانایی و روشنفکری در جامعه هدف بمباران تبلیغاتی خودش قرار داد.
هواداران موسوي، با رياکاري زيادي حس ناسيوناليسم ترکي «آذري-اسلامي» را در شهرهاي آذربايجان باد زدند تا با تحريک احساسات ناسيوناليستي، مردم اين منطقه و هم چنين چند ميليون آذري ساکن تهران را با رياکاري به پاي صندوق هاي راي بکشانند اما غافل از آن که ملت ایران و الخصوص هموطنان آذری زبان کشورمان به عملکرد و نوع تفکر احمدی نژاد اعتقاد راسخ پیدا کردند و در نهایت در انتخابات دهم از محبوب خود به درستی حمایت کردند.
باید گفت موسوی آمد که احمدی نژاد نباشد ناگفته پیداست که میرحسین موسوی آن نیرویی نبود که بخواهد فتنه بعد از انتخابات را هدایت نماید و حتی می توان گفت که موسوی خود از ایجاد این آشفتگی سیاسی هراس داشت و چندین بار قصد توقف اعمال و نوع موضع گیری های سیاسی خودش را داشت اما با فشار و ترغیب یکی از سران نظام به نافرمانی و ایستادگی در برابر خواست ملت و قانون پا فشرد.
در حقیقت میرحسین موسوی عروسک خیمه شب بازی باند (؟) بود تا به این طریق جریان مخالف گفتمان محمود احمدی نژاد را در جامعه ایجاد نماید.
الان هم همان باند(؟) با محوریت یکی از چهره های سرشناس سیاسی به طور مخفی و زیرکانه در پی هدایت این سامانه است تا بلکه با ایجاد فشار به حاکمیت بتواند از این رخوت و مردگی خارج شده و همچون گذشته سرنخ و شریان حیاتی و مالی کشور را در دست بگیرد.
حضور محمود احمدی نژاد در راس قوه مجریه تمام آرزوها و امیال این باند(؟) را نقش بر آب کرد به هر حال این حضور بدون خطر نبود و جریان موسویسم با حمایت پشت پرده آن چهره سیاسی بتوانند نقشی در فضای سیاسی کشور ایفا کنند.
میرحسین موسوی در حقیقت مهره شطرنج آقای (؟) است و خود به این امر واقف است اما از انجایی که حیات سیاسی خود را بر حیات سیاسی این چهره سیاسی سرشناس پیوسته می داند به ناچار در طول باند(؟) در حرکت است و سرنوشت خود را با این باند گره زده است.
به هر حال میرحسین موسوی و خیلی دیگر از مدعیان انقلاب طی ایام انتخابات ماهیت اصلی و تفکر سیاسی خودشان را به خوبی نمایان کردند و این خود می تواند یک دستاورد الهی برای نظام و انقلاب باشد تا نیروهای حقیقی و وفادار به انقلاب و رهبری از این صافی عبور کردند و طی طریق نمودند.
منبع: جمهوری اسلامی

این حقیقتی است تلخ که مدعیان آزادی با اقدامات ناشیانه خود سبب سلب آزادی مردم و امنیتی شدن جامعه در بعد از انتخابات شدند.
فضای انتخابات یک فضای کاملا باز بود که هر دو جناح رقیب توانستند حرفهای خود را به راحتی و بدون کوچکترین دغدغه ای بزنند و البته این مسئله با استقبال گسترده مردم مواجه شد بطوریکه حضور حداکثری مردم در پای صندوق های رای گواه این ادعا بود.
نکته جالب توجه این بود که در آن زمان مسئولین حکومتی که پیش از این بارها متهم به سلب آزادی مردم شده بودند از این رویداد استقبال کردند و خواستار ادامه این فضای باز سیاسی و مناظرات و مباحثات در ایام بعد از انتخابات شدند.
اما بعد از انتخابات کسانی که اولویت اصلیشان دموکراسی خواهی بود(گرچه در ظاهر بر طبل اسلام می کوبیدند)به راحتی به نقض بنیادی ترین رکن دموکراسی یعنی احترام به آرای اکثریت جامعه پرداختند و ادعایی را مطرح ساختند که هیچگونه منطق و استدلالی پشت آن نبود و باعث خسارات جبران ناپذیری بر جامعه شدند که.البته همانطور که پیشتر گفته شد یکی از اصلیترین خسارتها این می تواند باشد که آن فضای باز سیاسی که می توانست در جامعه تداوم یابد و حتی به یک فضای کاملا باز اجتماعی تبدیل شود که البته اگر بعضی ها آزادی مردم و جامعه را فدای غرض های شخصی خود نمی کردند.
البته همین بعضی ها که حالا چوبشان به سنگ خورده می آیند و می گویند که<< مبادا به دلیل طرح تنگنظرانه مباحث فقهی، مردم آزادی خود را از دست بدهند>> یکی نیست بگوید اگر در این میان آزادی سلب شده و جامعه دچار محدودیت شده است این حاصل کار حضراتی چون شما است که بخاطر منافع شخصیتان اینطوری زندگی مردم را به بازیچه گرفته اید.
واقعا ای کاش قبل از انتخابات یکی به جناب میر حسین موسوی میگفت:مبادا بخاطر منافع شخصی عده ای سود جو مردم آزادی خود را از دست دهند.مبادا.. لينك روزانه
این روز حاصل دو سه ماه رجز خواندن تمام مخالفان و معاندان ضد انقلاب به همراه هواداران جنبش سبز اموی بود. سایت منتشر کننده اخبار لحظه به لحظه آنان از مدتها قبل به شهرستانها فراخوان داده بود که بیایید و آنها پاسخ داده بودند که می آییم.
در برخی روزها کسانی گفته بودند که از خارج به ایران می آییم و اگر مثل همیشه دروغ نگفته باشند لابد آمده بودند . شبکه های ماهواره ای فارسی زبان به همراه رادیو آمریکا و بی بی سی ( هم شبکه های تلویزیونی و هم رادیویی آنها) تبلیغات گسترده و مصاحبه ها و میزگردهای متعدد گذاشته بودند .
حتی گروهک تروریستی مجاهدین خلق و جامعه بهاییان نیز برای چندمین بار حمایت خودشان را از جنبش سبز کذایی اعلام کردند و گفتند: ما هستیم ( شعار معروف فرقه ضاله که در این ماهها به شعار " ما هستیم ، ما هستیم ، ما همه با هم هستیم " تبدیل شد ). استفاده بسیار بسیار گسترده از ایمیل و سایت و وبلاگ در این ایام و ماهها تشدید شد و تقریبا کسی نبود که ایمیلی داشته باشد و هر روز و هر ساعت ایمیلهای تبلیغاتی با شعارها و تبلیغات متنوع در حمایت از این حرکت و قیام ! در این روز دریافت نکند .
حتی وبلاگهای بچه های مسلمان و انقلابی و میهن دوست و ولایی نیز از تیررس تبلیغات آنان در امان نماند و با کامنتها و فحشهای ناموسی یا درخواستهای حضور در ١٣ آبان که بیشتر برای مخاطبان این وبلاگها نوشته می شد ، فضا سازی رسانه ای خود را تکمیل می کردند . بگذریم از کامنتهایی که در برخی سایتهای بی در و پیکر مثل تابناک و آینده و ... که هر اراجیفی را به عنوان کامنت منتشر و تایید می کردند و هنوز هم به این شیوه ضد ملی خود ادامه می دهند و خواسته ( و نه ناخواسته !) تریبون تبلیغاتی همه کسانی می شوند که ذکرشان رفت .
با این همه، ۱۳ آبان امسال چه اتفاقی افتاد ؟ برنامه ای که راس ساعت ١٠ در مقابل لانه سابق جاسوسی آمریکا قرار بود برگزار شود و دانش آموزان و دانشجویان و جوانان از ساعت ٣٠/٨ دقیقه در آن حضور سبز پیدا کرده بودند و تا ساعتی بعد از پایان آن هم حضور داشتند، شاهد ِحتی یک شعار سبز اموی در آن محدوده ( تاکید می کنم در آن محدوده ) نبود.

هم از لحاظ تعداد کسانی که امسال در مقابل لانه حاضر شدند و هم کسانی که شعارهای انقلابی و ملی و ولایی سر می دادند امسال سالی منحصر به فرد بود . اما کسانی که به فراخوان بسیار گسترده همه ضد انقلاب و ضد دین و ضد ملت و بیگانگان موصوف پاسخ دادند چند نفر بود ؟ به قول کیهان ١٠٠ تا ١۵٠ نفر ؟ به قول رجا نیوز ٢٠٠ نفر که به طور پراکنده خیابانها را بالا و پایین می رفتند و می آمدند ، به قول برخی سایتهای خارجی "چند صد " نفر؟ و در بدبینانه ترین نقل قول صورت گرفته "حداکثر یک هزار نفر"؟ آیا تمام بضاعت همه مردان و زنان ضد انقلاب و بهایی و بی دین و متمرد و مرتد و پشیمان و گوش به فرمان رادیو و تلویزیونهای خارجی و پس از این همه ماهها تبلیغات و رسانه و ایمیل و وبلاگ و پیامک و ... هزار نفر است ؟!
دوست دارم تشکرات صمیمانه خود را از تمامی اشخاص و گروههای پیش گفته ابراز کنم و در این تشکر نه قصد طعنه دارم و نه قصد مسخره؛ این تشکر، سپاسی از صمیم قلب است چرا که اگر آنها نبودند تمام مراسم ما مثل همه این سالهای اخیر به نوعی عادت و تکرار ملال آور تبدیل شده بود.
مقایسه کنید میزان و نحوه حضور و شعارهای تظاهرات روز قدس امسال را با سالهای پیش . آیا سالهای پیش هم مردم با این میزان انگیزه در تظاهرات شرکت می کردند ؟ روز ١٣ آبان امسال را با مراسم مشابه در سالهای قبل . آیا دانش آموزان و دانشجویان و جوانان ما ، مانند سالهای پیش در آن حضور یافته بودند ؟ آنها که در زیر زمین و پستوهای مترو میدان هفتم تیر قایم شده بودند کاش در خیابان طالقانی ، "قائم" ! می شدند تا می دیدند چهره های بی استثنا بشاش و سرزنده و پر انرژی بچه ها را و مقایسه می کردند آن روحیه را با کسانی که وقتی از سوراخ مترو وارد میدان هفتم تیر می شدند و خیل جمعیت را می دیدند ، مضطرب و ترسان چگونه آهسته و پنهانی دستبندهای سبز را باز می کردند و آن را در کیف و جیبشان می چپاندند!

١٣ آبان امسال یک "نشانه" است برای کسانی که می بینند و به قول رهبر انقلاب "بصیرت" دارند ؛ نشانه یک پایان برای آنها که انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی را هدف گرفته بودند و البته عده ای نا آگاهانه فکر می کردند زیر عَلَم "نخست وزیر امام " سینه می زنند و چشمشان را به روی این همه دروغ و تبلیغات از همه سوی جبهه کفر و نفاق داخلی و خارجی بستند .
آن "نخست وزیر امام" امروز چشمش را باز کند ( اگر چشمی دارد و رویی !) و ببیند که از آن ١٣ میلیون رای ، ١٠٠ تا حداکثر ١٠٠٠ نفر برایش باقی مانده است که تازه بخشی از آن هم شعار می دهد: " نه موسوی، نه احمدی؛ فقط رژیم پهلوی"! بله آقای موسوی! آنها نه تو را می خواهند و نه احمدی نژاد را ، آنها تفاله ها و پسمانده های رژیم منفوری هستند که امامی که تو نخست وزیرش بودی علیه او قیام و انقلاب کرد و جوانانی در تثبیت و تحکیم آن به جنگی رفتند که تو امروز به نخست وزیر آن "دوران" بودن، خود را مفتخر نشان می دهی. کلاهت را بالا بگیر اگر آن را باد نبرده است . آنها چیزی نگذشته چهار نفر چهار نفر ، پارچه سبز مستطیل شکلی را به صورت تابوت حمل می کنند و می گویند این تشییع جنازه جنبش سبز است ؛ همان کسانی که شعار می دادند : نه موسوی ، نه احمدی ؛ فقط رژیم پهلوی !
تو گوش نکردی اما مردم ما شنیدند که رهبر عزیزمان چند روز پیش در جمع نخبگان چه فرمودند :
- "من روز اول این را پیغام دادم به همین حضراتى که صحنهگردان این قضایا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پیغام خصوصى دادم. من اگر یک وقتى توى نماز جمعه یک حرفى میزنم، این ابتدا به ساکن نیست؛ حرف خصوصى، پیغام خصوصى، نصیحتِ لازم انجام میگیرد، وقتى انسان ناچار میشود، یک حرفى را مىآورد در علن بیان میکند. من پیغام دادم، گفتم این را شما دارید شروع میکنید، اما نمیتوانید تا آخر کنترل کنید؛ مىآیند دیگران سوءاستفاده میکنند. حالا دیدید آمدند سوءاستفاده کردند. مرگ بر اسرائیل را خط زدند! مرگ بر آمریکا را خط زدند! معناى این کار چیست؟ آنى که وارد عرصهى سیاست میشود، باید مثل یک شطرنجباز ماهر هر حرکتى را که میکند، تا سه تا چهار تا حرکت بعد از او را هم پیشبینى کند. شما این حرکت را میکنى، رقیبت در مقابل او آن حرکت دیگر را خواهد کرد؛ باید فکرش باشى که تو چه حرکتى خواهى کرد. اگر دیدى در آن حرکت دوم، تو درمیمانى، امروز این حرکت را نکن؛ اگر کردى، ناشى هستى - حالا تعبیر بهترش این است - توى این کار، توى این بازى، توى این حرکت، ناشى هستى، ناواردى. اینها نمیفهمند چه کار میکنند؛ یک حرکتى را شروع میکنند، ملتفت نیستند که در حرکات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند؛ مات خواهند شد. اینها را باید محاسبه میکردند. مطلب اصلى این بود."
یعنی شروع با "نخست وزیر امام" و پایان با " رژیم پهلوی" ! این هشدار چند ماه پیش آقا به تو و صحنه گردانان دیگر بود و ما البته امروز می فهمیم راز ِ حمایت رضا پهلوی و مسعود رجوی و عبدالمالک ریگی و حقیرهایی چون گوگوش و گنجی ( که گفته بود خمینی را باید در موزه تاریخ جست و جو کرد) از نخست وزیر امام و نخست وزیر دوران جنگ چیست .
این درخواست سایت كذايي بالاترين در ساعت ١۴ روز سیزدهم آبان بسیار با معناست که : "از کمی تعداد ناراحت نباشید. از مردم درخواست می کنیم که فقط دو ساعت دیگر تحمل کنند و در خیابانها باشند . ما اشتباه استراتژیک بزرگی مرتکب شدیم که در روز ِ کاری، برنامه تظاهرات گذاشتیم . مردم الان سر کارهای خودشان هستند و اگر دو ساعت دیگر بتوانید تحمل کنید و در خیابانها بمانید، ادارات که تعطیل شود مردم به ما ملحق می شوند ( به بیان دیگر از این قلت و کمی تعداد بیرون میآییم !)"
جالب اینجاست که ساعت ١٧ دیروز، که هم ادارات و هم مدارس و هم دانشگاهها تعطیل شده بود ، سرتاسر خیابان ولی عصر "عج" ساکت و آرام و خلوت بود و حتی خبری از آن ١٠٠ تا ١۵٠ نفر دو ساعت پیش هم نبود !
آری این گزارش و این درخواست عاجزانه و ملتمسانه بسیار با معناست. و معنی و مفهوم آن این است که جنبش سبز به وضعیت قرمز رسیده و مُهر پایان بر آن خورده و تمام شده است . خلاص !
در حقیقت یوم الله ١٣ آبان امسال ، ویژگی جدیدی دارد و آن ثبت چهارمین حادثه تاریخی در این روز پس از سه حادثه قبلی یعنی تبعید امام خمینی ، کشتار دانش آموزان و دانشجویان به دست رژیم پهلوی در سال ١٣۵٧ و تسخیر لانه جاسوسی ایالات متحده آمریکا در سال ١٣۵٩ و اینک زدن مُهر پایان بر جنبش سبز اموی است.
این پیروزی خجسته باد
* درباره شكست بزرگي كه حاميان سبز اموي در روز ۱۳ آبان متحمل شدند، گفتني هاي زيادي هست كه مي خواستم آنها را بنويسم اما مطلب دوست عزيزم، تقي دژاكام را كامل و جامع ديدم و به همين دليل به جاي صرف وقت براي نوشتن مطلب جديد، توان تبليغاتيم را صرف تبليغ اين مطلب بصيرانه ميكنم.

"13 آبان سبزترین روز سال است" این جمله ای از پیام میرحسین موسوی بود به حامیانش برای شرکت گسترده و فراگیر در مراسم روز استکبارستیزی. هرچند میرحسین موسوی فراموش کرده بود که در این روز لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان خط امامی با چه هدفی تسخیر شده بود، اما مهم چراغ سبز برای هنجارشکنی مجدد بود، که صورت گرفت.
13 آبان آمد و رفت و باز هم شاهد ریزش هوارداران {گروهی} بودیم که خود را سبز می دانند. سبزها 13 آبان کمتر از روز قدس و نماز جمعه هاشمی و ... بودند. دلایل آن هم مشخص است.
اما نکته جالب این است که هنوز این افتضاحشان تمام نشده، با پررویی هر چه تمام آماده 16 آذر می شوند!
پیش بینی باقی ماجرا ساده است. 5و6 دی هم تاسوعا و عاشورای سبز می شود و 22 بهمن سبز هم که دیگر معلوم است!
اما هر کدام این مناسبت ها به دلایل مشخص نخواهد توانست که مورد استفاده این افراد قرار بگیرد و ریزش بدنه آنها ادامه خواهد داشت.
اما توصیه دارم به دوستان {گروه} سبز؛ به جای کارهای مقطعی و کم حجم خود را برای یک حرکت عظیم اجتماعی! آماده کنند!!
13فروردین، یا همان 13 بدر فرصت خوبی است برای {گروه} سبز!
چون هم اینکه همه سبزی می کارند و سبز می شوند! هم اینکه به جاهای سبز می روند و هم اینکه همه می روند حتی حزب اللهی ها هم سیزده بدر سبز می شوند!
بعدش هم نیاز خاصی به تبلیغات ندارد، هر کسی یک عکس بیاندازد و بگوید همه سبز شده اند.
سیزده فروردین 1389 سبزترین روز سال خواهد شد، میگی نه نیگا کن!
|
مشاور سابق كروبي: مداركي از خيانتهاي برخي اصلاح طلبان منتشر خواهم كرد. رئیس ائتلاف اصلاح طلبان جوان در رابطه با استحاله کروبی و سردمداری جریان آشوب اظهار داشت: کروبی تحت تأثیر اصلاحطلبان افراطی و نفوذی قرار گرفت که دشمن نظام، انقلاب، امام و رهبری هستند. |
|
مشاور سابق کروبی، رفتارهای اخیر وی را مصداق آب در آسیاب ریختن دشمن خواند و افزود: سیاسیون باید آگاه شوند و همگام با مردم باشند چرا که یکی از دلایل شکست اصلاحات به خاطر دوری از مردم بود و امروز هم آقای کروبی تحت تاثیر نفوذیها فریب خورده و از مردم دور شده است. |
آيا شما معتقد به نسبيت اخلاق هستيد و يا اينكه اصول اخلاقي را تغيير ناپذير ميدانيد؟ آيا به نظر شما دروغ گفتن، غيبت كردن، اتهام زدن، فحش دادن، آبروي كسي را بردن و … ميتواند جايي خوب باشد و جايي بد؟ مثلا تهمت زدن به آدمهاي جناح مقابل خوب باشد و تهمت زدن به خودمان بد!
اگر به نسبيت اخلاق معتقد هستيد كه هيچ، حرفي نيست پس ديگر نبايد از اقدام متقابل ديگران عصباني شويد، اما اگر دروغ گفتن و تهمت زدن را هيچكجا قبول نداريد، تعصب را كنار بگذاريد و ملاك و معيار خودتان را اخلاق و رد بياخلاقي قرار بدهيد و بر اساس همان معيار، درباره همه اتفاقات و همه آدمها قضاوت كنيد.
مثلا اگر پرتاب كفش به مسئولان و آدمهاي سياسي مملكت اشكال دارد، همه جا اشكال داشته باشد، در حكم خود استثنايي قائل نباشيم و چنين اقداماتي را براي آدمهاي جناح مقابل هم قابل قبول ندانيم. هر چه را كه براي خود ميپسنديم، براي ديگران هم بپسنديم. نه آنكه يك روزي خوب باشد، يك روز بد. براي ديگران خوب باشد، براي خودمان نه!
مساله ديگر اينكه آيا فقط كفش پراني مصداق بداخلاقي است؟ آيا اتهام زدن به افراد و مسئولان و نظام، دروغ بستن و دروغ نوشتن، شهداي خيالي ساختن، خود را رييس جمهور دروغين يك ملت معرفي كردن، آراي ميليونها ايراني را نديدن و زير سوال بردن، بياخلاقي نيست؟ چرا عدهاي همهي اين كارها را حق خودشان ميدانند اما در برابر واكنش مردم به خود، عصباني ميشوند و فرياد وامصيبتا سر ميدهند؟
به نظر ميرسد بعضي آدمها براي دروغ گفتن و تهمت زدن هم امتيازات ويژهاي براي خودشان قائل هستند. مثلا به خودشان حق ميدهند عليه هر كس و هر مقام و هر مسالهاي نظر بدهند و دروغ بگويند و شايعه بسازند، اما هيچ كس نبايد درباره آنها حرفي بزند. آنها ميتوانند آراي ميليونها ايراني را زير سوال ببرند، اما مردم حق زير سوال بردن آنها را ندارند! آنها حق دارند از امتيازات ويژه خود استفاده بكنند و هر كسي را كه دلشان بخواهد به تمسخر بگيرند، اما كسي نبايد به آنها بخندد. توهين آنها به ديگران ميشود حركت خودجوش مردمي، اما عكس العمل مردمي به آنها، ميشود برنامه از پيش طراحي شده و اقدام چاقو كشان و چماق به دستان!
البته برخي رسانهها و برخي سايتها هم در عادي جلوه دادن اين رفتار متناقض، نقش خودشان را به خوبي ايفا ميكنند! ماهرانه دروغ مينويسند و شايعه ايجاد ميكنند و خيلي راحت به ديگران تهمت ميزنند و توهين ميكنند، (بيخيال اخلاق و انصاف و وجدان) اما وقتي اين دروغها، اين توهينها و اين تهمتها، ريش خودشان را ميگيرد، فورا استاد اخلاق ميشوند. سايت آينده نمونه بارز اين اساتيد اخلاق و عالمان بيعمل است. همين را كم داشتيم كه آينده از اصول اخلاقي برايمان بگويد.
آينده كه در سابقه خبررساني خود، صدها دروغ و شايعه و تهمت و توهين را به همراه دارد، اين روزها به خاطر توهين به عمامه كروبي عزادار است! جالب آنكه آينده به خاطر افتادن عمامه كروبي، ناگهان ياد مساله ولايت فقيه هم ميافتد و آنرا به ولايت ربط ميدهد! قبلا كه گفته بودم ولايت پذيري آيندهايها در نوع خود بينظير است.
زنبورهاي بيعسل يادشان رفته حرمت عمامه را اول و بيشتر از همه، خود روحاني بايد حفظ كند، بعد ديگران.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در حاشیه شانزدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزاریها مهدی کروبی کاندیدای شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم با حضور در نمایشگاه مطبوعات جو آرام این نمایشگاه را برای دقایقی به هم ریخت. مهدی کروبی عصر امروز (جمعه) در حالی که با شعارهای “درود بر کروبی” عدهای از همراهانش به نمایشگاه مطبوعات وارد شده بود، با شعار “مرگ بر منافق” عده دیگری از بازدیدکنندگان به بیرون از نمایشگاه هدایت شد.

بنابراین گزارش در بین طرفداران کروبی که از ابتدای ورود وی را همراهی می کردند، در دست برخی از این افراد چوب دیده می شد که گاهی با آن به سمت برخی مردم و طرفداران انقلاب حمله ور می شدند.
* کروبی در دقایق ابتدایی حضور خود در نمایشگاه مطبوعات با خیل مردمی روبه رو شد که از او با شعارهای مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولایت فقیه استقبال میکردند.
* حجم شعارها بر علیه کاندیدای شکست خورده دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم به حدی بود که وی مجبور شد از همان ابتدای نمایشگاه راه خود را کج کرده و به دنبال درب خروج باشد. اما در این بین نیز با شعارهای «مرگ بر دروغگو» و «مرگ بر منافق» حاضرین در نمایشگاه روبه رو شد.
عدهای از هواداران اندک وی در نمایشگاه نیز در این بین با شعار درود بر کروبی و شعارهایی علیه نظام و انقلاب به دنبال درگیری و به اغتشاش کشاندن جو نمایشگاه بودند که موفق به این کار نشدند.
* در نهایت مهدی کروبی در میان شعارهای فراوان حاضر در نمایشگاه که علیه وی سر داده میشد از همان دری که وارد نمایشگاه شده بود خارج شد.

* یکی از محافظان مهدی کروبی برای متفرق کردن انبوه جمعیت معترض به صورت هوایی اقدام به تیراندازی نمود. این امر در بین محافظان شخصیتهای کشوری اقدامی شایسته محسوب نمی شود.




* مهدی کروبی بعد از حضور چند دقیقه ای در نمایشگاه از طبقه دوم مصلی خارج شد. کروبی در پی هجوم برخی افراد به سمت وی و پرتاب لنگه کفش به سمت وی مجبور شد بدون عمامه مصلی را ترک کند.

گیرم که میسوزانید. گیرم که می زنید. گیرم که می کشید. با رویش جوانه چه می کنید؟
با چشمهای بارانی عاشق چه می کنید؟ با دستهای پینه بسته مادران شهدا چه می کنید؟ با سجاده های معطر بجامانده از یارانمان چه می کنید؟ با لباس های خاکی رنگمان. با سربندهای سرخ مان؟ برای شما گریه می کنیم. شاید که برگردید. منتظریم...
امریکا و اسرائیل به وجود نوکرهایی مثل شما افتخار می کند.
کاریکاتور: میرحسین بازیچه غریبه ها
طرح از حسین حاجی آقا کاریکاتوریست گل آقا مقیم کانادا
موج سبز با صدور اطلاعيه اي از ايراني ها و ساير مردم جهان خواست براي زنده کردن اموات خود از اين تشکل کمک بگيرند.
متن اطلاعيه موج سبز بدين شرح است.
<< ملت نجيب ايران و نجيب تر جهان
بدينوسيله به اطلاع مي رساند بخش «حي اموات» موج سبز بعد از موفقيت آميز بودن طرح آزمايشي آن که منجر به زنده شدن چندين نفر شده است به طور رسمي فعاليت خود را آغاز کرد از آحاد مردم در خواست داريم چنانکه به خاطر از دست دادن عزيزي غمگين و ناراحت هستند ونمي خواهند عزيزشان را براي هميشه از دست بدهند با اعتماد کامل به ما در عرض چند روز مرده خود را حي و حاضر و زنده و شاداب درب منزل خود دريافت کنند!
در بخشي از اين اطلاعيه آمده است: ما به خاطر حس انساندوستي براي زنده کردن اموات شما هيچ مبلغي را دريافت نمي کنيم و در اين مسير هزينه هايي را نيز متقبل مي شويم.
اطلاعيه موج سبز مي افزايد: کساني که به دلايلي نمي توانند مستقيما به اين تشکل مراجعه و براي زنده کردن اموات خود اقدام کنند با افتخار تمام عرض مي کنيم که کافي است با عضويت در بخش<< حي اموات>> موج سبز به صورت آنلاين وبا استفاده از رهنمودهاي از راه دور ما اموات خود را زنده نماینند.
موج سبز شرايط زنده کردن به صورت آنلاين را اينگونه توضيح مي دهد:
وقتي عزيزي را از دست داديد:
1- يک پشوند شهيد به آن اضافه کنيد
2 - محل دفن اورا قطعه 302 بهشت زهرا اعلام نماييد
3- با پر کردن فرم مخصوص کروبي ادعا کنيد به مرده تان ت ...وز! شده است.
4- محل کشته شدنش را يکي از خيابانهاي تهران اعلام نماييد(اين قسمت براي غير ايراني ها هم ضروري است)
5 – اسم مرده خود را در ليستي به تعداد 72 نفر قرار داده و مستقيما به ما يا به بي بي سي ارسال کنيد.
6- زمان مردن عزيزتان مهم نيست ولي شما در اطلاعيه خود آن را به اتفاقات بعد از انتخابات ربط دهيد.
۷- زمان مراسم ختم را به ما اطلاع دهيد تا شخصا رهبر موج سبز ميرحسين راستگو در آن حضور يافته و مراتب تعزيت خود را اعلام دارد ( لازم به توضيح است اين بخش از مراسم توسط رسانه هاي وابسته به برادر اسرائيل به صورت زنده پخش خواهد شد.)
وقتي اين مراحل را طي کرديد اول اينکه غذاي غرب آماده است و شما هم مشاهده خواهيد نمود که عزيزتان سرحال تر از گذشته به منزلتان بازگشته است.
گفتني است شنيده ها حکايت از آن دارد که موج سبز براي تبليغات گسترده تر در اين زمينه در نظر دارد تيزر تبليغاتي با حضور احمد کارگر، سعيده پورآقايي، ترانه موسوي و تني چند از بقیه زنده شدگان جديد تهيه و به صورت گسترده در شبکه هاي فاکس نيوز، بي بي سي ، العربيه و رسانه هايي از اين دست پخش نمايد.




